اردوی یکروزهی تفریحی- تربیتی، جمعی از اعضا و هواداران «جماعت دعوت و اصلاح» در سردشت برگزار شد.
بنا به گزارش خبرنگار اصلاحوب، به منظور تقویت برادری و استفادهی هرچه بیشتر از طبیعت و زیباییهای خدادادی منطقهی سردشت روز یکشنبه 25 فروردینماه، اردوی یکروزهی جمعی از اعضا و هواداران جماعت به صورت خانوادگی در این شهرستان برگزار شد.
اردو دارای برنامههای متنوعی مانند گارگاه آموزش خانواده با موضوع خانوادهی موفق، بازیهای دستهجمعی مثل فوتبال و والیبال و... و همچنین برگزاری مسابقات متنوع ورزشی و علمی بین کودکان و نوجوانان بود.
این نوع اردوها، طبق سنتی دیرینه، هر سال در فصل بهار، در شهرستان سردشت برگزار میشوند.

نظرات
کریمی
بنده پرسشی دارم خواهشمند است مسئولین جماعت به دقت پاسخ دهند « چه تفاوتی بین اعضای جماعت و مسلمانان معمولی وجود دارد ؟»
بدوننام
من فکر میکنم تنها تفاوت این است کە این جماعت آگاهانە مردم را فریب میدهند و آگاهانە راە سرپیچی از اسلام را برگزیدەاند و عامە مسلمانان اگر چنین جماعتهای اسلامی نبودند و اسلام را از همان مساجد و منبرهای سنتی میشنیدند بە رستگاری نزدیکتر بودند. نمونە حاکمیت اخوان را در ترکیە، مصر، تونس شاهد هستیم کە چگونە مخالفین و غیرخودی ها را سرکوب خواهند کرد.
عوسمان هه ورامی
از کی تا حالا نماز و روزه و جلسات دینی و کارهای خیریه و تفسیر قران و راه اندازی سایت دینی و حجاب و اخلاق دینی و تلاوت قران و... سرپیچی آگاهانه از اسلام است؟؟؟ شما اگر دینداری به صورت حزب را فبول ندارید به همان مساجد و منابر سنتی برگردید و اینگونه دعوت کنید.
محمد
حتما می دانید که چه تفاوتی بین دانش آموزی که به مدرسه می رود ومنظم است وفردی که به مدرسه نمی رود وزیر نظم قرار نمی گیرد وحاضر نیست مسوولیت رفتن به مدرسه را بپذیرد را می دانید؟
کریمی
برادر گرامی! منظور این است که فلسفه ی وجودی این جماعت و جما عت های مشابه زیر سؤال است۰مردم مسلمان و معتقد را به اصولی دعوت می کنید که خودشان بهتر از شما میدانند و حتی التزام بیشتری نیز به دستورات دینی دارند۰تحصیل حاصل می کنید که کار عبثی است۰ دوم اینکه تبلیغ دین را معمولن کسی انجام می دهد که در مرحله ی اول خودش دین شناس باشد یعنی کسی که در این زمینه تخصص دارد۰با کمال تأسف اکثر مسؤلان جما عت های اسلامی وحتی خود اخوان المسلمین تخصص چندانی در علوم اسلامی نداشته و ندارند۰ حسن البنا معلم مدرسه بود که سواد اسلامی چندانی نداشت؛ برخی از مرشدان اخوان پزشک و تاجربودند۰ این آفت در جماعت شما نیزمتأسفانه قابل مشاهده است۰سوم اینکه چه لزومی دارد که دیانت را تشکیلاتی میکنید مگر اجداد ما که تشکیلات حزبی نداشتند نا مسلمان بودند ونا مسلمان مردند؟! آیا مردمان مسلمان خارج ازتشکیلات شما اینقدر گمراه ونادان و بی دین هستند که مستحق دعوت و اصلاحند؟ به طور مشخص بگویید چه چیزی را می خواهید اصلاح کنید؟ چه کسی را می خواهید دعوت کنید و به چه چیزی؟
اخواندوست
برادر بزرگوار جناب کریمی، ضمن احترام شردن نظرتان، اما: 1) شما هیچ سندی مبنی بر فزونی آگاهی عموم مردم از شریعت، نسبت به علما و داعیان اخوان المسلمین و سایر جماعتهای مشابه ارائه نفرموده اید، و هیچ فرد خرمند و خردورزی، این فرمایش مبارک شما را ضمانت نخواهد کرد؛ و حقیر این قول را به شما میدهم که اگر تمام عمر شریفتان را نیز صرف اثبات یه انگیخته بی پشتوانه نمایید، هرگز به مقصد نخواهید رسید؛ مگر اینکه با قول، فریاد انکار سردهید، که آنهم به دلیل نداشتن هزینه مادی، ممکن و محتمل است؛ البته عرض بنده، به این معنا نیست که داعیان اخوان المسلمین از سایر مردم عالم تر و فقیه هستند؛ خیر هرگز؛ چه بسا وجود داشته باشند علمایی که با هیچ جماعتی ارتباط تشکیلاتی ندارند و در عین حال، بسیار پخته تر و عالم تر از داعیان سایر جماعتها باشند. عرض حقیر، تنها نفی محتوایی نظر سرشار از یقین حضرتعالی بود که فرمودید: «مردم مسلمان.... که خودشان بهتر از شما میدانند و حتی التزام بیشتری دارند.» 2) بر فرض محال، عموم مردم از داعیان اخوان المسلمین و سایر جماعتها، عالم تر و فقیه تر باشند، مگر تنذیر و تبشیر مسلمانان، خلاف شریعت است؟ مگر تکرار تذکر، خالی از لطف است؟ مگر دعوت مردم بسوی تجدید ایمان، خلاف سنت الهی است؟ - «وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ» - «فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنت مُذَكرٌ»؛ ضمنا دو آیه بعد، خداوند به رسولش می فرماید: «تذکر را به آنانی مده که اعراض کرده اند و کفر ورزیده اند». - «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا»؛ مگر خطاب این آیه، مومنان نیستند؟ - «الَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ»؛ مگر این آیه، مومنان را هشدار نداده؟ آیا با این وجود، بازهم تلاش برای دعوت و اصلاح جامعه را که موارد فوق به نحوی، زیر شاخه های آن هستند، منحصر به غیرمسلمانان باید دانست؟؟ 3) مگر شما نشنیده اید که رسول خدا(ص) فرموده اند: «نَضَّرَ الله عبداً سمع مقالتي فوعاها و اداها الي من لم يسمعها فرب حامل فقه ليس بفقيه و رب حامل فقه الي من هو افقه منه» ترجمه: «خداوند بنده اي را كه سخن مرا شنيد و آنرا حفظ كرد و بكسي كه نشنيده رسانيد خرّم گرداند، كه چه بسا كسي كه خود "فقيه نيست"، ولي سخن را به "فقيه تر" از خود مي رساند.» 4) نخیر؛ در هیچ منبعی نیامده که تبلیغ دین را باید کسی انجام دهد که خودش دین شناس باشد؛ مگر رسول خدا(ص) نفرموده اند: «بلغوا عني ولو آية»؛ آیا اینکه کسی تنها آیه ای را میداند، صرف اینکه بر تمامی شریعت مسلط نیست، باید تبلیغ آن آیه را تعطیل نماید؟ مگر مصعب بن عمیر(رض)، هنگامی که برای امر دعوت به مدینه رفت، چه میزان بر علم شریعت تسلط داشت؟؟ 5) ضمنا این از جمله نقاط قوت اخوان المسلمین است که بر علوم تجربی،فنی و انسانی اهمیت ویژه ای قائل است؛ و اتفاقا در دنیای معاصر تسلط بر چنین علومی، هم بر میزان نفوذ داعی در مردم می افزاید، و هم در آبادانی زمین که از جمله وظایف یک مسلمان است، اثر دارد. ضمنا هر فردی که عضو یک جماعت باشد، قرار نیست الزاما بصورت مستقیم در امر دعوت و اصلاح، نقش آفرینی کند؛ در زمان رسول(ص)، همه که مثل ابن عباس و عایشه و ابوهریره(رضوان الله علیهم) در علم شریعت، نقش آفرینی نکرده اند؛ رهبرانی مثل خالد بن ولید یا اسامه و...، در امور نظامی نقش داشته اند و بصورت غیرمستقیم ایفای نقش نموده اند؛ و امثال فراوان دیگر از اصحاب! به علاوه چنین افرادی، تحصیل شریعت را ابزاری برای امرار معیشت قرار نداده اند؛ در کنار علوم اسلامی، با مهارتهای جداگانه خود، هزینه معیشت خود را فراهم می آورند. 6) تمامی موارد فوق را نه تنها بر داعیان، بلکه بر شرایط امام شهید حسن البناء و سایر رهبران اخوان، تعمیم، و رویکرد آنان را نیز با ادله فوق، تطبیق دهید. به علاوه می توانید نگاهی به سیره امام بناء بیندازید تا متوجه شوید که ایشان تنها یک معلم نبوده اند؛ ایشان در سال 1923م تربیت معلم را ترک کرده و وارد دارالعلوم قاهره شدند؛ طلاب این دارالعلوم، در کنار علوم جدید، علوم دینی را نیز فرا می گرفتند. این درحالیست که حضور در مدارس علوم دینی، قرار نیست الزاما موجب عالم بودن افراد شود؛ و یا کسانی که در مدارس علوم دینی، درس نیاموخته ند، قرار نیست در زمینه علوم دینی، تخصصی نداشته باشند؛ چه بسا کسانی باشند که مدرسه علوم دینی نرفته اند و به سبب مطالعات خود در خانه از بسیاری از طلاب فارغ التحصیل از مدارس علوم دینی، فقیه تر گردند؛ شما سری به آثار اما بنا بزنید و آنان را نگاهی بیندازید، تا متوجه گردید که امام بناء علاوه بر اینکه یک فقیه بود، یک رهبر کاریزماتیک نیز بود: رسالة التعالیم، رسالة الجهاد، دعوتنا فى طور جدید، بین الامس و الیوم، الرسائل الثلاث (دعوتنا، الى أى شىء ندعو الناس، نحو النور)، الإخوان المسلمون تحت رایة القرآن، مشکلاتنا فى ضوء النظام الإسلامى، العقائد، المناجاة، المأثورات، احادیث الجمعة، الدعوة و الداعیة، و السلام فى الاسلام 7) به قول سید قطب(رحمه الله)[در قولی دیگر از استاد احمد راشد(حفظه الله)] اصلاح جاهلیت منظبط امروزی، تنها توسط مسلمانانی منظبط ممکن است. 8) در زمان رسول(ص)، اموری از جمله دعوت، جهاد، تعاملات و سایر امور اسلامی، دارای نظم و انضباط بوده اند؛ اما تنها به محوریت رسول الله(ص)؛ امروره، حجتی به مانند رسول الله(ص) وجود ندارد تا همه را حول خود گرد اورد و این نظم و انصباط را همنوا سازد؛ بنده علامه قرضاوی را براساس پارامترهای خویش، برخی دغدغه ها را نسبت به برخی دیگر اولی تر و ارجح تر میدانم؛ اما فردی دیگر براساس پارامترهای خود، دغدغه هایی دیگر نسبت به سایر دغدغه ها اولی تر ارجح تر میداند؛ همانگونه که ترجیح دغدغه ها متفاوت است، تنظیمات و سرعت تحقق آنها نیز با هم متفاوت است. والسلام علیکم و رحمة الله برکاته
سردشت
با سلام و تشکر از جناب کریمی که این موضوع را مطرح کردند و سایر دوستان که پاسخ دادند, باید گفت: 1.اولا تمامی مردم در علم و استعداد و علایق یکسان نیستند.و در التزام به دستورات دینی نیز همانطور, مگر می شود همه یکدست باشند؟! پس بی انصافی نفرمائید 2.مگر فقط باید دانشگاه رفته و حوزه دیده باید مبلغ دین باشند؟! آیا خود پیامبر(ٌص) بیسواد نبودند, مگر تمامی اصحاب فقیه و عالم بودند؟ این کار دل و اخلاص است که با علم هر کس در حد خود عجین شده و منجر به عمل می گردد. فقط علم تنها راه به جایی نمی برد.باید عالم و مخلص نیز بود. 3.بر کار جمعی در قرآن تاکید شده است:"ولتکن منکم ..." کار امروزی احزاب و جماعت های اسلامی را سابقا امام جماعت, ریش سفیدان و عالمان در هر شهر و دیاری با همکاری و حضور جمعی از مردم انجام می داده اند. از جمله تبلیغ احکام و دستورات دینی, تشویق مردم به اتحاد و همدلی و امور خیریه , و دفاع از هویت و سرزمین اسلامی در پایان امیدوارم اگر جناب کریمی سوالاتشان از سر دلسوزی و اهمیت به وضع جامعه مسلمانان است,( که ان شاءالله نیز همین طور است.) به پاسخ قانع کننده ای در بین این همه جوابها و دلایل دوستان رسیده باشند.
کریمی
توضیحات ذکر شده تا حدودی قانع کننده هستند۰البته هنوز پرسشهای زیادی باقی مانده است که به دلایلی از اطاله ی بحث در این زمینه صرف نظر می کنم۰
عوسمان هه ورامی
در پاسخ به برادر(یا خواهر) کریمی: بنده به عنوان عضوی از این جماعت در حد فهم پاسخی می دهم که اگر اشتباه بود سایر برادران ان را تصحیح نمایند. بین ما و مردم عادی فرقی نیست جز در تقوا( که کار دل و ان هم نزد خداوند است). ما ابتدا خود را اصلاح نموده و سپس خانواده و پس از این مرحله جامعه را دعوت به برنامه قرانی کرده تا همگی اصلاح شویم. پس با توجه به سیره پیامبر جمعی دور هم جمع شده تا با مشورت جمعی و برادرانه و استفاده از استعدادهای متفاوت، این امر مهم و واجب الهی ( اصلاح خود و خانواده و جامعه بر اساس برنامه الهی)را ادا کنیم. نه چیز دیگر و نه جدایی از مردم و سایر تصورات نادرست دیگر. پیامبر عزیز(ص) در ابتدای امر نیز همین کار را کرد. جمعی را اصلاح نمود و این جمع با هم شروع بع دعوت کردند. کار ما هم خارج از این نیست. اگر ما در حد ایده آل دین شناس نیستیم اما تا حدی هرچند کم دین را می شناسیم و در همین حد دین را تبلیغ می کنیم. شما دعا کنید تا بیشتر و بیشتر متخصص شویم. در مورد مسولان و رهبران این جماعت هم قضاوت با مردم. در جامعه هزاران هزار معلم مدرسه داریم که بجز دانش اموزانشان کسی دیگر انان را نمی شناسد. اما معلمی به نام حسن البنا بود که اکنون در دنیا او را می شناسند. و میلیونها نفر شیفته اویند و دشمنانش از برنامه هایش ترسان اند. اگر تخصص نبود، این هم نبود. . اجداد ما تشکیلات نداشتند. نانسلمان نبودند. نامسلمان هم نمردند. اما آیا خود شما حاضرید مانند آنها دینداری کنید؟ اکثرشان در طول عمرشان کتابی نخواندند. اکثرشان در طول عمرشان جلسه ای دینی نداشتند. بجز حرف امام جماعت روستایشان منبعی دیگر برای دین نداشتند.( حال میزان دین شناسی امام جماعت روستا چقدر بود بماند). اگر بسیار با سواد بودند همانقدر بود که قران را روخوانی کنند. اما ما و شما و همه مسلمانان می خواهیم براساس دستورات دین، با مطالعه بیشتر سراز دین ( در حد توان) در بیاوریم و عالمانه دینداری کنیم و پیام دین را به همه برسانیم. البته به این معنی نیست که اجداد ما جاهل بودند.نخیر اجداد ما همین قدر توان و امکانات در اختیارشان بود و بیشتر از این تکلیف نداشتند. اما این حد آن نیست که مد نظر دین باشد. ما باید(و انتم الاعلون) یعنی بالاترین ها باشیم. توکل بر خدا
بدوننام
برادرگرامی آقای کریمی، متاسفانه از اظهار نظرت درمورد جماعت معلوم است که جماعت را از دورواز زبان دیگران می شناسید وهیچ گونه اطلاعات مستند وموثوقی دراین رابطه ندارید
متین
با عرض سلام و تشکر از آقای کریمی لطفا بنده هم به عنوان یک کاربر و عضو جماعت از جنابعالی خواهشمندم پاسخ فرمایید که منظورتان از اینکه فرمودید چه تفاوت یبین مردم عادی و ما وجود دارد ؟ واضح روشن منظورتان ارائه دهید اگر منظور تان این است که چرا ما هم مثل مردم عاد یتفریح و گردش داریم این که پاسخ روشن بلاخره این گونه قضاوت کردن و همه را به زیر سؤال بردن بدون بدون توضیح مشخص فکر کنم منصفانه نباشد
متین.ل
کاک متین عزیز؛ لطفا به هنگام نظردهی، یا نام خانوادگی شریف خود را درج نمایید،یا نام خانوادگی مستعاری برای خود برگزینید، که مبادا خدایی ناکرده با متینی دیگر اشتباه گرفته شوید. با احترام
اخواندوست
بنده عضو جماعت نیستم، پس طبیعتا هیچ مسئولیتی در آن ندارم؛ هرچند که خطاب شما این حقیر نیستم، اما به دلیل اشتیاقی که در شنیدن سئوال بعدیتان دارم، جوابتان را میدهم: اعضای جماعت، به لحاظ ارزشی نزد خداوند، هیچ تفاوتی با مسلمانان دیگر که عضو جماعت نیستند، ندارند!
مهمان
پاسخ به متین.ل برادرگرامی احساس نکن اینقدر زبانزد ومشهوری که هرمتینی را لطفی تلقی کنیم
متین.ل
حقیر، خاک زیر پای شما هستم؛ پایتان را بردارید تا نفس بکشم!
بنده در شگفتم و از تفسیر این قضیه عاجزم که چگونه و به واسطه ی چه مکانیزمی برخی از جوانان تازه به دوران رسیده از جمله برادر... هویت فردی خود را به سادگی و بی مزد و منت به هویت تشکیلاتی و اخوانی کاهش می دهند۰ این استحاله ی هویتی بلای جان دین و دینداری است که به ناکجا آباد ختم می شود۰
عوسمان هه ورامی
شگفتی نیاز نیست. به واسطه مکانیزم دین و تعریف زیبایی که فکر اخوانی از دین به عنوان برنامه زندگی دارد. یا قانعمان کن که اخوان به درد نمی خورد و بی خود در چند ده کشور هوادار دارد. یا برنامه ای بهتر ارائه بدهید تا جذب شما شویم.
بدوننام
کثرت هوادار دلیل بر حقانیت یک حزب نیست باشعارهای دهن پرکن و عوام فریبانه میشودهزاران عضو و هوادار پیداکرد۰ فاشیستها و نازیها نیز ميليونها طرفدار داشتند۰تشکیلات اخوان در هیچ جای دنیا ی اسلام دراندیشه ی تزکیه و گسترش معنویت نیست۰از برنامه های خیریه واجتماعی و تفریحی وغیره اهداف صد در صد سیاسی دارند۰روحانیون ساده دل و جوانان کم تجربه واقشار محروم ابزار خوبی برای این تشکیلات قدرت طلب می باشند۰ مصر که مهد اخوان است و اخوان در آنجا قدرت دارد از اخلاق اسلامی چندین سال نوری فاصله دارد۰نکته دیگر اینکه برادر بزرگوار چه نیازی به جذب شدن در سازمانها ی مختلف وجود دارد؟ میشود مسلمان مؤمن و متعهدی بود بدون اینکه در فلان و بهمان سازمان عضو بود۰۰۰
عوسمان هه ورامی
*ولقد نعلم انک یضیق صدرک بما یقولون* فسبح بحمد ربک و کن من الساجدین* و اعبد ربک حتی یاتیک الیقین* ( حجر 97 - 98 -99)
بدوننام
این آیات شریفه چه ارتباطی با موضوع بحث دارند۰ شما می دانید که مخاطب آیه پیامبر گرامی اسلام می باشد که از کردار و گفتار مشرکان مکه دلگیر و آزرده خاطر می شدند واین آیه جهت قوت قلب مبارک ایشان نازل شده است۰ نکند شما خودتان را جای پیامبر گذاشته و بنده را ابوجهل و ابولهب می پندارید!! بحث علمی را باید به شیوه ی علمی جواب داد۰۰۰
عوسمان هه ورامی
همچنین به کارهای فرهنگی و امور خیریه اخوان می گویی که اهداف صد دردصد سیاسی. حتی حاضر نیستی 1 درصد هم قصد خیر برای اخوان قایل باشی . خداوند قادر ، در بحث نماز خواندن منافقین( که پست ترین جای جهننم را برایشان در نظر دارد) درصد کمی برایشان ارج نهاده و می فرماید *... و اذا قاموا الی الصلاة قاموا کسالی یرائون الناس و لا یذکرون الله الا قلیلا نساء 142* شما این را هم قایل نیستی. به علمای اخوان می گویی: روحانیون ساده دل به مربیان و مسولان اخوان می گویی: جوانان کم تجربه به اعضای معمولی و هوادارن می گویی: اقشار محروم و نهایتا به همه ما می گویی: دور از تزکیه و صد در صد قدرت طلب و میلیون ها سال نوری فاصله گرفته از اخلاق اسلامی . بعد از این هم می گویی" برادر بزرگوار" مدعی بحث علمی هم هستی!! قضاوت با مردم . * الله علی ما نقول وکیل*
بدوننام
برادر بزرگوار جناب عوسمان هه ورامی، "بدون نام ۱۶٬۱۸٬۲۰ متعلق به این بنده ی ناچیز و ناقابل خداوند است۰ بنده اخوان را با استفاده از یک سری واقعیت های موجود نقد کرده ام نه کسی را تکفیر کرده ام نه تفسیق! گیریم به جای صد درصد نود در صد درست باشد۰ در شیوه ی استدلال تغییری ایجاد نمی کند۰ انتقاد وخود انتقادی لازمه ی پیشرفت است که مع الاسف نزد شما جایگاهی ندارد ۰
اخواندوست
با سلام؛ حقیر پاسخهایی نسبتا مختصر به کامنتهای 16، 18 و 23 داده ام و آن را بصورت فایل PDF در اختیار دوستان قرار میدهم. با احترام http://s4.picofile.com/file/7765767418/Pasokh.pdf.html
عوسمان هه ورامی
خواهشا نام مستعاری بگذارید تا تکلیفم در جواب دادن مشخص شود و جواب یکی را به دیگری ندهم بنده در نظرات شما استدلالی مشاهده نکردم چیزهایی که فرمودید تهمت اند( روحانیون ساده دل، جوانان کم تجربه - که اکثرشان تحصیلات متوسط تا عالی دارند-، و اتهام قدرت طلبی) نه انتقادی که لازمه پیشرقت باشد. تاکنون خیلی ها از اخوان انتقاد کرده اند و ما پذیرفتیم یا رد آن را با استلال توضیح دادیم.
عوسمان هه ورامی
قرار نیست که این آیه صد در صد با همان مصادیق به کار برده شود اگر اینگونه باشد خیلی از آیات کاربرد ندارند چون هم پیامبر نمانده و هم دشمنان پیامبر. البته "بدون نام" ها در نظرات زیادند نمی دانم شما کدام یکی هستی اما اگر " بدون نام شماره 12" هستی جوابم این است: شما چگونه به خودت جرات می دهی که به یک جماعت دینی می گویی: " من فکر میکنم تنها تفاوت این است کە این جماعت آگاهانە مردم را فریب میدهند و آگاهانە راە سرپیچی از اسلام را برگزیدەاند" . مگر سرپیچی آگاهانه از اسلام غیر از کار ابو جهل و ابولهب است. در طول تاریخ منافقان این کار را کرده اند نه ما که مسلمانیم! من و سایر برادران و خواهرانم که با افتخار عضو این جماعتیم و دین را در حد فهم خود تبیلغ می کنیم و قصدمان رضایت الهی است، شما در نهایت جسارت ما را هم ردیف ابوجهل و اصحابش قلمداد می کنی؟؟؟ فقط مانده لفظ" کافر و منافق" را اطلاق کنی وگرنه تمام ویژگی های کافر و منافق را به ما نسبت می دهی!!! در تعریف شما این بحث علمی است؟؟؟؟؟ در تعریف من این اصلا بحث نیست چه برسد به اینکه علمی باشد.این تهمت است.ناشی از کینه و فهم نادرست و ... است. من هم دلم بشدت به تنگ می آید. اما کینه و تهمت را با کینه و تهمت و سخنان ناصواب جواب نمی دهم بلکه با آنچه که خدا فرموده" فسبح بحمد ربک و کن من الساجدین* و اعبد ربک حتی یاتیک الیقین"